دوستان عزیز فقط ۳۰ ثانیه به عکس اول نگاه کنید اگه جن ندیدید هر چی خواستید به ما بگید

شب شده بود و از دانشگاه بر گشته بودیم
با بچه ها یه خونه اجاره کرده بودیم و از هر شهر یه نفر هم اتاقیمون بود از اراک-تهران-ساوه-رشت-ارومیه و...
روز بعد امتحان ریاضی داشتیم و همگی کنار هم نشسته بودیم و درس میخوندیم بین درس هم در مورد جن با هم حرف میزدیم و سعی در ترسوندن هم داشتیم که ناگهان از حیاط صدایی اومد همی به حیاط رفتیم ببینیم صدای چیه ؟!!!
وقتی رسیدیم دیدیم لوله بخاری هایی که روی دیوار گذاشته بودیم ریخته گفتیم شاید گربه ای به اونا زده در حال صحبت راجع به همین موضوع بودیم که یک دفعه گلدانهای اون طرف دیوار به ترتیب و دانه دانه شروع به افتادن کرد اما اثری از گربه نبود به هر حال بی سر و صدا به داخل خونه برگشتیم نفری یک نوشابه شیشه ای خوردیم و من درش رو پرت کردم خورد به پرده همه ی بچه ها برگشتن ببینن چی بود ولی نفهمیدن که من بودم
نفر بعد هم همین کارو تکرار کرد که بقیه رو بترسونه بالاخره همه این کار رو انجام دادن تا بچه ها فهمیدن خودمون بودیم وقتی در نوشابه ها تموم شد و همه ی بچه ها در نوشابه هاشونو پرت کرده بودن باز هم همون صدا تکرار شد اونم نه یه بار ۶یا۷ بار همه ی نگاه ها رو به پرده بود که ناگهان......
ادامه ی این داستان رو بنا بر خواست شما دفعه ی بعد مینویسم
لوشته توسط> امیر گله
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 20:56 توسط ن.ک





به خط کردن تراشیدن سرم را
