تبليغاتX
امیر گله

دوستان عزیز فقط ۳۰ ثانیه به عکس اول نگاه کنید اگه جن ندیدید هر چی خواستید به ما بگید

داستان دانشجویان

شب شده بود و از دانشگاه بر گشته بودیم

با بچه ها یه خونه اجاره کرده بودیم و از هر شهر یه نفر هم اتاقیمون بود از اراک-تهران-ساوه-رشت-ارومیه و...

روز بعد امتحان ریاضی داشتیم و همگی کنار هم نشسته بودیم و درس میخوندیم بین درس هم در مورد جن با هم حرف میزدیم و سعی در ترسوندن هم داشتیم که ناگهان از حیاط صدایی اومد همی به حیاط رفتیم ببینیم صدای چیه ؟!!!

وقتی رسیدیم دیدیم لوله بخاری هایی که روی دیوار گذاشته بودیم ریخته گفتیم شاید گربه ای به اونا زده در حال صحبت راجع به همین موضوع بودیم که یک دفعه گلدانهای اون طرف دیوار به ترتیب و دانه دانه شروع به افتادن کرد اما اثری از گربه نبود به هر حال بی سر و صدا به داخل خونه برگشتیم نفری یک نوشابه  شیشه ای خوردیم و من درش رو پرت کردم خورد به پرده همه ی بچه ها برگشتن ببینن چی بود ولی نفهمیدن که من بودم

نفر بعد هم همین کارو تکرار کرد که بقیه رو بترسونه بالاخره همه این کار رو انجام دادن تا بچه ها فهمیدن خودمون بودیم وقتی در نوشابه ها تموم شد و همه ی بچه ها در نوشابه هاشونو پرت کرده بودن باز هم همون صدا تکرار شد اونم نه یه بار ۶یا۷ بار همه ی نگاه ها رو به پرده بود که ناگهان......

ادامه ی این داستان رو بنا بر خواست شما دفعه ی بعد مینویسم

لوشته توسط>   امیر گله


نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 20:56 توسط ن.ک

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه هشتم دی 1386 و ساعت 1:23 |

 دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود

 

                                               اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود

 

مادرم تاج سرم

                   

                      پدرم بالو پرم

 

 

 

 نوشته توسط گلی امیر گله 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط امیر در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 3:50 |
 

 

 

چيز ميز (20)
آهنگها (123)
داستان کوتاه (13)
خودمونی (7)
عشقولانه (25)
آموزش (1)

دانلود آهنگ - مهسا
طنز و جک (27)
ورزشی (73)
اخبار (61)
دانلودستان (4)
تم گوشی (0)
عکس (9)
تم برای نوکيا سری ۶۰ (0)
تم برای نوکيا سری ان (12)
بازی برای نوکيا سری ان (3)
بازی برای نوکيا سری ۶۰ (0)
پزشکی (28

طراح قالب

PAYAM


اس ام اس (12)

با كيفيت 128

دانلود آهنگ - مهسا

با كيفيت 64

دانلود آهنگ - مهسا

با كيفيت 20

جمع آوری .امیر گله بوس بده

+ نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 10:35 |
می شه خوب بود بدیها رو ندید

می شه قطره بود دریا رو ندید

می شه آبی تر از آسمونا شد

اونقدر آبی که ابرا رو ندید

یا که اونقدر پاک و آسمونی شد

یوسفی بود زلیخا رو ندید

می شه توی قفس هم آزاد بود

اونقدر آزاد که قفها رو ندید

تو زمستونهای پر بارون و برف

شعله ور می شد و سرما رو ندید

می شه یه دیوان شعر ناب شد

پر غزل شد مرثیه ها رو ندید

می شه اونقد عاشق و دیونه شد

که نه لیلیها و نه مجنونها رو دید

می شه اونقدر به خدا نزدیک شد

که تموم فاصله ها رو ندید

 

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 14:47 |

 

با تو هستم ای مسافرای به جاده تن سبرده

ای که دلتنگی غربت من و از یاد تو برده

من و از یاد تو برده

هنوزم هوای خونه عطر بیدار تو داره

گل به کل خونه به خونه تورو یاد من میاره

با تو من چه کرده بودم که چنین مرو شکستی

بی وداع و بی تفاوت سرد بی صدا شکستی

سرد بی صدا شکستی

به گذشته بر می گردم به سراغ خاطراتم

تازه می شم از دوباره از تو داغ خطراتم

به تو می رسم همیشه در نهایترسیدن

هر کجا باشی باشن به تو بر می گردم از من

این تویی همیشه من توی آینه تقدیر

با همه شکستم از تو نیستم از دست تو دلگیر

با تو من چه کرده بودم که چنین مرو شکستی

بی وداع و بی تفاوت سرد بی صدا شکستی

سرد بی صدا شکستی

به گذشته بر میگردم به سراغ خاطراتم

تازه می شم از دو باره از تو داغ خاطزاتم

به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن

هر کجا با شی باشن به تو برمی گردم از تو

این تویی همیشه من توی آینه تقدیر

با همه شکستم از تو نیستم از دست تو دلگیر

با تو من چه کرده بودم که چنین مرو شکستی

بی وداع و بی تفاوت سرد بی صدا شکستیم

سرد و بی صدا شکستیم

به گذشته بر می گردم به سراغ خاطراتم

تازه می شم از دوباره از تو داغ خاطراتم

به تو می رسم همیشه در نهایت رسیدن

هر کحا باشی و باشن به تو بر می گردم از من

با تو من چه کرده بودم که چنین مرو شکستی

بی وداع و بی تفا وت سرد بی صدا شکستی

سرد و بی صدا شکستی

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 1:47 |

به خط کردن تراشیدن سرم را

لباس آشخوری کردن تنم را

لباس آشخوری فانوسقه داره

دل سرباز بدبخت همیشه غصه داره

نامه ای مینویسم با برگ کاهی

کلاغ بر می رم مادر کجایی

نگهبانم . نگهبانم

گهی فکر مادر گهی فکر بدر

نو شتم نامه ای با برگ خرما

چطور طاقت بیارم ۲۱ ماه

نگو خدمت بگو ویرانه غم

بشین باشو زیاد مرخصی کم

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 20:47 |

من و تو به هم میام

مثل آسمون وابر

مثل بارون و تگرگ

مثل شبنم روی برگ

من و تو به هم میام

 

مثل تاریکی و شب

مثل تسکین یه تب

مثل آتیش تو زمستون سرد

من و تو به هم میایم

مثل لبخند روی لب

مثل گریه آخر قصه مرگ

مثل نسخه واسه درمون درد

من و تو به هم میایم

من و تو مثل همیم

دو نفر جنس همیم

من توم تو منی

واسه بودن با همیم

من و تو به هم میایم

من و تو همسفریم

راهی یک سفریم

پس بیا تا برویم

تا به بودن برسیم

من و تو به هم میایم

من و تو شانس همیم

پس بیا تا بریم

دل به دریا بزنیم

تا به بن بست نرسیم

 

 

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 22:48 |
به تازگي کتابي با عنوان «محمد رسول الله (ص)» به چاپ رسيد. روي اين کتاب نام «لئو تولستوي» به عنوان نويسنده کتاب و نام «عطا ابراهيمي راد» به عنوان مترجم آمده است. (تهران، نشر ثالث، 1385)..

ظاهرا اين کتاب تلاشي دارد براي به دست آوردن ديدگاه‌هاي اين نويسنده بزرگ روس درباره اسلام. ..

بخشي از آن ترجمه‌اي است که تولستوي از تعدادي از روايات پيامبر (ص) انجام داده است. ..علاوه بر اين چندين نامه هم در اين کتاب درج شده است که مي‌تواند نگاه تولستوي را نسبت به اسلام نشان دهد.
کتاب ياد شده يک مقدمه از‌ «هاکان آل بايراک» رئيس کانون نويسندگان ترکيه دارد که ضمن آن از آقاي عطا ابراهيمي راد که اين اثر را به فارسي نوشته تشکر کرده است.
مقدمه بعدي از آقاي ابراهيمي راد است که مي‌نويسد: سال گذشته وقتي در جمع کانون نويسندگان و شاعران ترک در شهر آنکارا خبر مسلمان شدن تولستوي را شنيدم، موضوع فوق را باور نکردم و دنبال دلائل گشتم تا اين کتاب را به من نشان دادند. عنوانش بود: رساله گمشده تولستوي...!

منبع:http://www.amir0611.blogfa.com/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 15:0 |